دل خسته و جان فگار و مژگان خونریز

دل خسته و جان فگار و مژگان خونریز
رفتم بر آن یار و مه مهرانگیز

من جای نکرده گرم گردون به ستیز
زد بانگ که هان چند نشینی برخیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.